تبليغاتX
فریاد خاموش
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
وقتي تنها خستگي‌هايم براي شهداء است
سلام شهداء. مي‌دانم الان مي‌خواهيد بگوييد چيه؟باز دلت گرفته؟خسته‌اي؟ حوصله نداري؟ چرا همش بي‌حوصلگي، بي‌حالي و خستگي‌ات را پيش ما مي‌آوري؟

خودم هم همين را مي‌گويم. يعني حرفي براي گفتن ندارم.

وقتي حالم خوب است سراغتان را نمي‌گيرم.يا چه مي‌دانم، گرفتاري‌هاي زندگي نمي‌گذارند. اي‌ بابا. خودمانيم، مگه اين همه بدهي و قسط، كار و از اتوبوس جا ماندن و دير رسيدن به سر كار و ... اجازه‌ مي‌دهد ياد شما باشم.

تازه اينها كه چيزي نيست. بعضي وقت‌ها نماز صبح را هم از دست مي‌دهم و شيطان درونم اجازه نمي‌دهد اول وقت كه نمي‌خونم، حداقل قضا نشود. همين يك نماز صبح به قضا رفتن يعني اين كه من حق ندارم از شهداء حرف بزنم و ادعا كنم دارم از شهداء مي‌نويسم. شما كه نماز اول وقتتان حتي در بدترين موقعيت‌ها  قضا نمي‌شد. وسط معركه هم شده بود نمازتان به پا بود.

يك روز خسته‌ام،يك روز خواب مي‌مانم. يك روز آن قدر اين دست آن دست مي‌كنم كه نمازم قضا مي‌شود يا...

 

راستي يك چيز ديگر. شما يادتان هست كي ديدمتان؟ اصلا چقدر با شما حرف زدم و درس گرفتم از رفتار شما.

اي بابا. واقعا من آدم اگر باشم خيلي آدم عجيبي هستم.

نمي‌دانم كي هستم.

 

|+| نوشته شده توسط ناصر ملائي در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 و ساعت 6:35 بعد از ظهر | 
رفتار يك فرمانده با اسيران

اسيرهاي عراقي نزديک سنگر فرماندهي که رسيدند،شروع کردند به سر و صدا دادن، از سنگر بيرون آمد و فهميد سر و صداي عراقي‌ها براي اين است که تشنه‌اند، قمقمه را از کمرش درآورد و به طرف عراقي‌ها گرفت، بچه‌ها که ديدند دارد به آنها آب مي‌دهد،اعتراض کردند که زخمي‌هاي خودمان آب ندارند،آن وقت شما به عراقي‌ها آب مي‌دهيد؟

خنديد و گفت: ما پيرو امام علي (عليه السلام) هستيم و بايد شيوه امام رو توي کارمون پيش بگيريم.

خاطره‌اي از‌ يك همرزم سردار شهيد طياري.

|+| نوشته شده توسط ناصر ملائي در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 و ساعت 4:42 بعد از ظهر | 
آب‌تني و محروميت از شهادت

12 نفر بودند که رفتند قله را آزاد کنند. محمود اخلاقي شهيد شد. علي‌آقا هم زخمي شد. وقتي برگشتيم، علي آقا گفت: مي‌دونم چرا شهيد نشدم. وقتي مي‌رفتيم بالاي اين قله يه چشمه آب ديدم با خودم گفتم وقتي برگشتم اين جا آب تني مي‌کنم. همين تعلق به دنيا باعث شد زخمي بشم.

سردار علي آقا ماهاني در سال 1362 و در عمليات والفجر 3 به شهادت رسيد.

بخشي از خاطرات شهيد علي‌آقا ماهاني در مورد اين شهيد.

|+| نوشته شده توسط ناصر ملائي در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 و ساعت 4:29 بعد از ظهر | 
شهيد «صدام بالدي دهيري» چه كسي بود؟
ذوب شدن «صدام عرب» ايراني در ولايت امام خميني(ره)، باعث شد صدام بعثي وي را در زنجيرهاي اسارت به شهادت برساند.

كنگره گرامي‌داشت ياد و خاطره شهداي بنادر و دريانوردي كشور ديروز برگزار شد. مروري برسيره 98 شهيد سرافراز دريايي و ساحلي كشور كه از جبهه‌هاي نبرد تا صحنه‌هاي دريايي،حمايت از جبهه‌ها را به رزمگاهي مقدس در برابر دشمن بعثي تبديل كرده بودند نشان مي‌دهد ملت بزرگ ايران در هر گستره‌اي از ميهن اسلامي سربازاني دارد كه علي‌رغم داشتن قوميت‌هاي مختلف، هر كدامشان يك خاكريز بلند و مستحكم در برابر دشمن اين آب و خاك مقدس هستند كه «شهيد صدام بالدي دهيري» از آن جمله است.

 

«صدام بالدي دهيري» تا حدودي همنام عامل تجاوز به ميهن اسلامي است كسي كه خود را «سردار قادسيه» ناميد و در بدو يورش ناجوانمردانه‌اش به بهانه حاكميت بر اروندرود، قرارداد 1975 الجزاير را در مقابل دوربين‌هاي تلويزيوني پاره كرد. صدام تكريتي چندصدمتر آن طرف‌تر از جنوبي‌ترين مرزهاي ساحلي عراق به ايران، بيشترين و سخت‌ترين حملات را به شهر و محل زندگي و كار «شهيد صدام بالدي دهيري» متوجه كرد.

شهيد بالدي كارگر جرثقيل اسكله بندرخرمشهر بود و درست چندصدمتر آن طرف‌تر، صدام عراقي با حيله و كشتار، رئيس جمهوري عراق شده بود.

«صدام بالدي دهيري» متولد سال 1308 شهر اهواز بود.در خانواده‌اي با ايمان و مذهبي رشد و تربيت يافته بود و به دليل مشكلات معيشتي آن دوران مجبور به ترك تحصيل از كلاس پنجم ابتدايي به بعد شد و پس از گذراندن دوران سربازي در اداره بندر خرمشهر به عنوان كارگر جرثقيل اسكله مشغول به كار شد.

درست در همان زمان‌ها، صدام عراقي در خانواده‌اي متزلزل،دوران رشد ناآرام و ناپاك خود را آغاز مي‌كرد. گربه‌ها در مسير مدرسه به خانه به دست اين صدام ناآرام، هدف‌هايي براي آزار و اذيت بودند.

صدام عراقي‌ به خوبي مي‌دانست چگونه با چوب‌هاي بلند گربه‌ها را به شديدترين وضعيت آزار دهد.با ورود به دوران جواني،با عقده‌هاي نژادپرستي به جمع جوانان بي‌سر و پاي حومه‌هاي بغداد و بعدها،كافه‌هاي شهر هزار و يك شب پيوست.

اما صدام ايراني كه شهرت بالدي را نيز به همراه داشت در عنفوان جواني و در حالي كه 20 بهار از عمر شريف‌اش مي‌گذشت ازدواج كرد. سجاياي اخلاقي از جمله فروتني، خوش اخلاقي و شجاعت را در عمل زنده كرد و از رذايل اخلاقي همچون غيبت و دروغ تنفر داشت. ضمن اظهار ارادت ويژه‌ به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسين (ع)،در مراسم‌هاي مذهبي حضوري فعال داشت اما صدام تكريتي از صدمه زنندگان به ساخت مقدس و بارگاه ملكوتي امام حسين(ع) در كربلا بود كه يادآور كينه‌هاي وهابيون و امثال جابراني همچون متوكل عباسي است.

او با گلوله توپ به حرم امام حسين(ع) حمله و زائران بي‌دفاعش را به خاك و خون كشيد اما دست تقدير سرنوشتي مقدس براي صدام بالدي رقم زد و عاقبتي پرفرجام براي مفلوك‌ترين سردار قرن (صدام تكريتي) به ثبت رساند به طوري كه بوي تعفن جنازه‌اش ساعتي پس از معدوم شدن،‌سران عشيره او را نيز فراري داد.

دست تقدير سرنوشت روحاني شهيد صدام ايراني را نيز اينگونه رقم زد كه وي با لبيك گفتن به فرمان حضرت امام عازم جبهه‌هاي جنگ شود. محل كار و زندگي او يعني بندر خرمشهر خود نزديكترين جبهه و بلكه خونين‌ترين سنگرها در برابر دشمن بعثي و از خدا بي‌خبر بعثي بود و سرانجام اين عرب ايراني خوزستاني در سن 52 سالگي در هنگام دفاع از كيان اسلامي،در برابر دشمن تمام قد ايستاد و مردانه از شرافت ملت خود دفاع كرد و همين يك صدام ايراني براي باطل بودن ادعاي صدام عراقي كافي بود.

فرماندهان عراقي در سياه چاله‌هاي اين كشور از رفتار توأم با سرافرازي صدام ايراني به تنگ آمدند. او را شكنجه دادند تا صدام ايراني در زير شكنجه،از امام موسي ابن جعفر(ع) در زندان‌هاي مخوف‌ «هارون الرشيد» ياد كند.

مقاومت «شهيد صدام بالدي» بالاخره مزدوران صدامي را وادار به جنايتي بي‌سابقه كرد و وي در نيمه دوم عمر پربركت خود از زندان‌هاي عراق به آسمان‌ها پر كشيد تا سند افتخار هر ايراني باشد.

پيكر پاك او را بعد از شهادتش به ايران منتقل كردند. شهادت اين شهيد در همان سال‌هاي اول جنگ تحميلي رخ داد يعني در تاريخ 14 ارديبهشت سال 1360.

پس از تشييع باشكوه،‌پيكر پاك اين شهيد را در بهشت سيد سجاد بندر امام خميني (ره) به خاك سپردند و هم اكنون آرامگاهش مورد زيارت عاشقان و دلداگان امام و شهداء است.

در آن سوي تقدير، صدام يزيد تكريتي را به هنگام انتقال به محل اعدام با آمپول‌هاي آرام‌بخش كه توسط پزشكان آمريكايي تجويز شده بود گيج و منگ كردند. او نمي‌دانست كجاست. وقتي چوبه‌دار را كشيدند آنها كه در نزديكي محل اعدام بودند صداي خفيف «ارجوكي» صدام را شنيدند.

يكي از علما در اين خصوص گفت صدام از وحشت سزاي اعمال جنايتكارانه‌اش فرشتگان عذاب را خيلي زود ملاقات كرد و به همين سبب كلمه «ارجوكي» يعني التماس مي‌كنم را براي آخرين بار گفت.

اكنون آرامش نخلستان‌هاي اطراف بندر خرمشهر و كشتي‌هاي تردد كننده در اروندرود خبر از سيادت نظام مقدسي مي‌دهند كه خون امثال شهيد صدام بالدي‌ها به پاي آن نثار شده است.

|+| نوشته شده توسط ناصر ملائي در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 و ساعت 3:28 بعد از ظهر | 
وقتي عمليات الي بيت‌المقدس در بخش‌هاي خبري گم مي‌شود
دهم ارديبهشت‌ماه سالروز آغاز عمليات الي بيت‌المقدس است كه در سال ۱۳۶۱ انجام شد. در اين عمليات چهار مرحله‌اي، خرمشهر قهرمان پس از ۱۹ ماه اسارت، از دست رژيم بعث عراق خارج شد.

پرداختن به چند و چون اين عمليات بزرگ در اين مقال نمي‌گنجد اما مسئله‌اي كه باعث شد اين چند خط را بنويسم بعضي قدرناشناسي‌هاي رسانه‌اي به ويژه صدا و سيما بود.

در اين بخش تنها به عملكرد بخش اخبار تلويزيون در قبال اين واقعه بزرگ اشاره مي‌كنم.

بخش اخبار ۲:۳۰ شبكه دو سيما اولين بخشي بود كه ديشب مشتاقانه نشستم تا ببينم چگونه از اين واقعه تاريخي ولو در چند ثانيه ياد مي‌كند. اما حتي دريغ از يك خط گفتن از عمليات بيت‌المقدس.

 

اميدوار بودم اين بخش خبري هر قدر به مسائل پشت پرده فوتبال و ... مي‌پردازد به اندازه چند صدم آن نيز به اين واقعه بزرگ دفاع مقدس مي‌پرداخت.حتي در يك جمله مي‌توانست سالروز عمليات بيت‌المقدس را تبريك بگويد.

متأسفانه بمباران خبري و تبليغي آن هم در مناسبت‌ها به ويژه مناسبت‌هاي دفاع مقدس در رسانه‌ها به ويژه در رسانه ملي ما تقريبا به رويه تبديل شده است.

البته بخش خبري سعت ۲۱ شب گذشته شبكه يك نيز از اين امر مستثي نبود.

اميدوارم همواره قدردان واقعي جانفشاني‌هاي كساني باشيم كه خودشان را به خطر انداختند تا آرامش را به ما هديه كنند.

 

|+| نوشته شده توسط ناصر ملائي در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 3:55 بعد از ظهر | 
وقتي دلم احساس سرما مي‌كند
يادش به خير.

وقتي دلمان مي‌گرفت راه مي‌افتاديم سمت جنوب.

دلمان مي‌خواست از فرط گرفتاري دنيايي و غرور و از اين قسم گرفتاري‌ها،وقتي وارد مناطق عملياتي دفاع‌مقدس مي‌شويم يك دل سير گربه كنيم و دلمان خالي شود از هرچه سياهي در آن است. اما وقتي وارد مي‌شديم اين قدر آرامش مي‌يافتيم كه جايي براي گريه كردن نبود.

يك زماني هم و غم‌مان شده بود رفتن به مناطق جنگي و ديدن سنگرها و شنيدن روايت بازماندگان حماسه‌هاي غريبانه.

اين روزها اما نمي‌دانم چه مي‌َشود ما را (بخوانيد من را).

مدام دور خودم مي‌چرخم و احساس مي‌كنم يك جورايي دلم احساس سردي خاصي دارد.

نمي‌دانم چرا؟

|+| نوشته شده توسط ناصر ملائي در جمعه هشتم اردیبهشت 1391 و ساعت 1:8 بعد از ظهر | 
فاتح سوسنگرد آسماني شد
امیر سرتیپ دوم ستاد غلامرضا قاسمی فرمانده لشکر 92 اهواز در دوران دفاع مقدس و فاتح سوسنگرد به یاران شهیدش پیوست.

امیر قاسمی که سال‌ها در جبهه‌های حق علیه باطل مجاهدهای فراواني خلق كرده بود و با فرمان ولی فقیه زمان حضرت امام خمینی(ره) و نایب او حضرت امام خامنه‌ای که فرمودند سوسنگرد باید آزاد شود اطاعت امر كرد و حماسه سوسنگرد را آفرید، جمعه اول ارديبهشت‌ماه پس از سالها دوری از همرزمانش به دیار باقی شتافت.

 

امير سرتيپ «غلامرضا قاسمي» كه در دوران دفاع مقدس مسئوليت‌هاي متعددي از جمله فرماندهي لشكر 92 زرهي نيروي زميني ارتش را عهده‌دار بود نقش بسزايي در عمليات آزادسازي سوسنگرد در 26 آبان ماه 1359 ايفا كرد.

 

|+| نوشته شده توسط ناصر ملائي در شنبه دوم اردیبهشت 1391 و ساعت 5:47 بعد از ظهر | 
صياد دل‌هاو سالروز شهادتش

امير سپهبد شهيد علي صياد شيرازي. منافقان كوردل در روز ۲۱ فروردين سال ۱۳۷۸ اين امير سرافراز را ترور كردند.

 

|+| نوشته شده توسط ناصر ملائي در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 و ساعت 6:45 بعد از ظهر | 
دلتنگم
دلتنگم. همين.

be-still-salemzi.jpg

|+| نوشته شده توسط ناصر ملائي در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 و ساعت 10:0 قبل از ظهر | 
تصویری ناب از عروسی خوبان
مادر گرانقدر شهید ابن یامین رمضان نژاد فریدونکناری تعریف می‌کند:«همیشه آرزویم ان بود که پسرم را داماد ببینم.

وقتی جنازه ابن یامین را آوردند، گفتم سفره عقد بچینند. آن روز احساس کردم که حوریان بهشتی در اتاق عقد حضور دارند و برای پسرم که با یکی از آنها وصلت کرده از خوشحالی دف می‌زنند.

زمانی که داشتم به دست و پای ابن یامین حنا می‌بستم انگار کسی به من گفت: حوریان، حنا را از دست و پای داماد می‌ربایند.»

منبع: مشرق

 

|+| نوشته شده توسط ناصر ملائي در جمعه یازدهم فروردین 1391 و ساعت 11:10 قبل از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar